-
[ بدون عنوان ]
شنبه 1 آبانماه سال 1389 11:39
سلام الان اومدم تا دوباره عکس های جدیدی از پایان نامم برا استاد گرانقدرم میل کنم دیگه نمیدونم چه گیری به اینا می تونه بده. از خودم بگم که هیچ کجا نتونستم کاری پیدا کنم همه ی اون جاهایی که رفته بودم و خیلی هاشون بهم قول داده بودم حتی همون فریدون شهر هیجا نتونستم کاری پیدا کنم. وقتی سر کار رفتن اینقدر راحت بعضی ها رو می...
-
تکنیک
دوشنبه 12 مهرماه سال 1389 11:17
دیروز رفته بودم پژوهشکده ژنتیک دانشجوهای هم رشته ای خودم اونجا زیاد بودند وقتی که در مورد کارشون و تکنیک هایی که بلد بودن صحبت می کردند احساس کردم که هیچی از اونا کم ندارم.آزمایشگاه های اونا خیلی خیلی مجهز بود بنج های پر از مواد و وسائل و ساده ترین چیزهایی که ما اینجا با سختی و زحمت به دست می آوردیم اونا براشون هیچی...
-
برای دوست جونام
دوشنبه 12 مهرماه سال 1389 10:55
اول از همه ژوپی عزیزم قبولی تو رو در دوره دکترای مهندسی صنایع از صمیم قلب تبریک می گم و برات آرزوی بهترینا رو دارم تو واقعا لیاقتشو داشتی. (اگه کمی تاخیرداشت منو ببخش). لیلون خانم و حامده عزیز دفاع شما رو هم تبریک میگم.و براتون خوشبختی رو آرزو میکنم. محبوب من تدریس تو توی دانشگاه یه اتفاق خوب بود. استادیت مبارک. و...
-
تایپ
شنبه 13 شهریورماه سال 1389 17:22
در حال اصلاح پایان نامه هستم یه قسمتایی از وردم از اولشم مشکل داشت یه جورایی درستش کردم و دادم واسه داورا ولی حالا که برا صحافی میخوام اعصابمو خرد کرده. هیچ کس بلد نیست اون دفعه به مبوب نشون دادم ولی درست نشد(خدای تایپ 10000000انگشتی).قند هم کاری از دستش برنیومد (قند نتونه دیگه مشکل خیلی حاده). پیش تایپستم بردم درست...
-
پس از رکود
پنجشنبه 11 شهریورماه سال 1389 10:04
سلام منو ببخشید که اینقدر دیر اومدم.رکود پس از دفاع بدی بود و حالا علت آپ نکردانای پرنسو متوجه شدم. باری تقریبا یک ماه از دفام می گذره و تلاش های من برای کار پیدا کردن و ارائه رزومه از قرار زیره: ۱عدد پژوهشکده- ۱ عدد مرکز تحقیقات- ۳ عدد دانشگاه آزاد-۶ عدد دانشگاه پیام نور و در نهایت ۳۳ عدد مدرسه غیر انتفاعی حاصل تلاش...
-
خدانگهدار
دوشنبه 4 مردادماه سال 1389 21:35
چرا نه در پی عزم دیار خود باشم چرا نه خاک در کوی خود باشم غم غریبی و غربت چو بر نمی تابد به شهر خود روم و شهریار خود باشم
-
فعلا بای
چهارشنبه 23 تیرماه سال 1389 23:28
می خوام یه مدت وارد یه دوره رکود اینترنتی بشم. فعلا تا اطلاع ثانویه بای
-
اتمام
چهارشنبه 23 تیرماه سال 1389 22:50
سلام من بالاخره دفاع کردم روز ۲۲ تیر ساعت ۸ صبح خدای خوب و مهربونم ممنونم و تورو شکر می کنم. شب دفاعم شب خیلی آروم و شادی بود پیش دوستام بودم خوابگاه تهران. اونا خیلی بهم کمک کردن روز قبلش با مریم رفتیم اونجا. حامده عزیز خیلی بهم کمک کرد عصر دوشنبه با مریم و حامده رفتیم خرید دفاع. میوه شیرینی و سایر ضمایم و ملحقات....
-
وای
پنجشنبه 17 تیرماه سال 1389 18:17
بعد از هماهنگی های زیاد و کلی دردسر دفاع شد ۳ شنبه ساعت ۸ صبح. ساعتش خوب نیست همه خوابن کسی شرکت نمی کنه. ولی از بس عوض شد منم دیگه حرفی نزدم. استرس دارم ترسم شروع شده. مطالبم خیلی زیاده تقریبا نصف پاورپوینتمو ساختم حدود۱۱۰ تا اسلاید شد باید سرعت گفتنمو زیاد کنم. دوباره که پایان نامه رو ورق می زدم متوجه شدم که عنوان...
-
هماهنگی
سهشنبه 15 تیرماه سال 1389 20:56
پایان نامه های من دیروز دست داور رفت. خدا کنه با عطوفت و مهربانی بخوننش. کارای هماهنگی بین اساتید چقدر سخته و مشکلات بین اونا بدتر. من با کلی مصیبت پیش معاون تحصیلات تکمیلی تاریخ ۳ شنبه هفته بعد ساعت ۳ رو گرفتم. استاد راهنما الان مخالفن و می گن هرچی اون بگه نیاید باشه اون گفته ساعت ۳ من نمیام من یه ساعت دیگه میام. می...
-
شروع مجدد
یکشنبه 13 تیرماه سال 1389 10:02
دوباره پیگیریامو برا دفا شروع کردم تا ببینم چی می شه. این دفعه دیگه توکل به خدا. اگه نشد می ره برا شهریور
-
تابستون
چهارشنبه 9 تیرماه سال 1389 02:38
بعد از کنسلی دفا دیگه باید می رفتم تو فکر تابستون یه تابستون دیگه اونم تو این دانشگاه. ساعت های متوالی پشت اطاق معاونت برای گرفتن نامه خوابگاه تابستان. فعلا مجوز تا 20 تیر گرفتم . مارو از خوابگاه خودمون بلند میکنن میبرن خوابگاه1 .فردا اسباب کشی داریم خداا خودت کمک کن. و وضعیت فجیع خوابگاه تابستون اطاقای شلوغ 4 نفره....
-
قصه پر غصه من
چهارشنبه 9 تیرماه سال 1389 02:27
دوباره برگ دیگری از ظلم اساتید این دانشگاه در زندگی من رقم خورد و شوک وحشتناکی به من وارد شد. الان که حالم کمی بهتره دارم می نویسم. فصل اول پایان نامه آذرماه نوشته و تحویل اساتید گرانقدر راهنما شد. ورژن جدید فصل اول با اصلاحات اساسی به همراه فصل دوم اسفند ماه دوباره تحویل شد. و من از بس گفتم تورو خدا این فصلای منو...
-
حلالیت
شنبه 5 تیرماه سال 1389 17:23
خدایا همیشه به ما کمک کن تا خوب باشیم و اگر چنین نبودیم قدرت عذرخواهی را به ما بده احساس قشنگی دارم امروز من و لیلا از یکی از بچه ها که میونه خوبی نداشتیم عذرخواهی کردیم پیشنهاد لیلا بود ممنونم لیلای خوبم حلالیت و عذر خواهی خیلی خوبه. خدارو شکر
-
ای روزگار فانی
شنبه 5 تیرماه سال 1389 08:27
حالا که فهمیدن داری میای دیگه باهات کاری ندارن . انگار نه انگار تا همین یکی دوروز قبل همش می گفتن بیا ولی حالا دیگه... خدای خوب و مهربونم به من رحم کن خواهش می کنم
-
ای خدای خوب و مهربون
پنجشنبه 3 تیرماه سال 1389 09:55
سلام ای خدای خوب و مهربان تورو شکر می کنم با تمام وجودم گرچه از ادای شکر تو عاجزم ای خدای من تو مهربون و بزرگی و من نمیتوانم ذره ای شکر تورو به جا بیارم تو صبر کردن رو به من آموختی و توان اون رو به من دادی کار پایان نامه من تموم شد با همه زجرا و سختیاش و من پرینت نهاییشو گرفتم . مونده کارای دفام دعام کنین که به خوبی و...
-
تشکر از خدا
پنجشنبه 3 تیرماه سال 1389 09:51
اگر از شرایط زندگی خود راضی نیستید و یا اگر فکر می کنید همه چیز بر وفق مراد شما نیست بهتر است نگاهی به متن زیر بیندازید به نکتههاى زیر توجه کنید: اگر امروز صبح سالم از خواب برخاستید، قدر سلامتى خود را بدانید زیرا یک میلیون نفر تا یک هفته دیگر زنده نخواهند بود. اگر تاکنون از آسیبهاى جنگ، تنهایى در سلول زندان، عذاب...
-
رویا
شنبه 15 خردادماه سال 1389 18:26
ر ویا با من و لیلا خیلی حرف زد ساعت ها از قناعت تو زندگی حرف زد و گفت پول و لباس و... همه چی باید در حد خودش باشه با یه زندگی ساده هم می شه خوشبخت بود اون چیزی که مهمه تن سالم و دل خوشه اگه این دو تا رو نداشته باشید زندگی به چشمتون سیاهه . گفت آیا خدا رو به خاطر این دو تا نعمت خیلی بزرگ شکر می کنین؟ در مورد ارتباط...
-
یاد یاران
پنجشنبه 13 خردادماه سال 1389 02:24
سلام دو سه روزیه که رویا اومده پیشمون به یاد خاطرات تابستون و کارهای رویا که محبوب و مریم خوب الان میدونن. رویا دختر با نمکیه و من خیلی دوسش دارم. الان لیلا، پریسا و رویا هر سه تاشون شمالی حرف می زنن. به قول لیلا کلاس فشرده ی زبان مازندرانی برام گذاشتن به خاطر بک گراند قبلی من از لحجه ی شمالیو و این کلاس فشرده من تا...
-
پذیرش
یکشنبه 26 اردیبهشتماه سال 1389 17:24
سلام دوستای خوبم مقاله ی من با عنوان " بررسی بیوشیمیایی و ژنتیکی پروتئین های ذخیره ای در 10 لاین گندم دوروم" در یازدهمین کنگره ژنتیک دانشگاه شهید بهشتی پذیرفته شد . باید تا یکشنبه 2 خرداد پوسترو آماده کنم و ببرم. الان توی آزمایشگاهم با دکتر یه کم روش کار کردیم. دلم گرفته وحشتناک امروز تقریبا بیشتر بچه ها...
-
یه روز دیگه
چهارشنبه 22 اردیبهشتماه سال 1389 22:43
امروز کلاس شنا داشتم خیلی راحت توی عمیق شنا می کنم مربیم ازم راضیه و من خیلی از این موضوع خوشحالم. بعدش رفتم ازمایشگاه استخراج DNA کردم باندش عالی بود و کلی آبروم جلوی دکتر حفظ شد چون قضیه حیثیی بود. می خوام به دکتر بگم برام گواهینامه ی تدریس این کارگا ه ها رو بدن برای رزومم خوبه. بعد از مدتی آز نرفتن کلی چسبید. دیشب...
-
نمایشگاه کتاب
چهارشنبه 22 اردیبهشتماه سال 1389 22:08
دیروز با پریسا رفتیم نمیشگاه کتاب خیلی خوب بود. حداقل از خوابگاه بیرون اومدن و جنب و جوش مردمو دیدن خیلی برامون هیجان انگیز بود. چون روزهای تقریبا اخر نمایشگاه بود از شلوغی و ازدحام هم خبری نبود و خیلی راحت غرفه ها رو دیدیم گرچه کتاب خاصی در نظر نداشتیم تعدادی کتاب زبان خریدیم تا به قول بچه ها آرشیومونو کامل کنیم ،من...
-
ویرانی
سهشنبه 31 فروردینماه سال 1389 08:09
درون ذهن من هرگز نمیمیرد کسی مرگ احساس مرا ماتم نمیگیرد کسی رفته ام من سال ها از خاطرات این و آن یک سراغ ساده هم ا ز من نمیگیرد کسی . . . هیچکس ویرانی ام را حس نکرد وسعت تنهایی ام را حس نکرد در میان خنده های تلخ من گریه پنهانی ا م را حس نکرد آنکه با آغاز من مانوس بود لحظه پایانیم را حس نکرد . . .
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 28 فروردینماه سال 1389 21:30
سلام من برای عمل عرفان خونه رفته بودم الان برگشتم خوشحالم که تونستم مفید باشم تو اون شرایط و موقعیت من که حس مادری نداشتم (علی رغم علاقه شدید به عرفان) تونستم اونجا بهتر از مادرش رفتار کنم و از صمیم قلب برای شفای همه ی مریضا دعا میکنم به خصوص برای بچه های مریض که نگاهشون جیگر آدمو می سوزونه. تکلیف کار آزمایشگاهیم هنوز...
-
اهدای عضو=اهدای زندگی
شنبه 22 اسفندماه سال 1388 23:13
سلام من و محبوبه و بلافاصله بعد از ما لیلا عضوسایت اهدا عضو شدیم . که اگه مرگ مغزی شدیم اعضای بدنمونو اهدا کنن. دو ماه دیگه هم کارتش میاد. به محبوب میگم همراه داشتن این کارت و هرزچندگاهی نگاه به اون در تحمل سختیای زندگی خیلی کمک می کنه چون فانی بودن این دنیا برات تداعی می شه. من شما رو دعوت به عضویت در این سایت می...
-
اهدا عضو
دوشنبه 10 اسفندماه سال 1388 17:49
سلام من اراده کردم و در اسرع وقت می رم عضوامو اهدا می کنم منظورم عضویت در سازمان اهدا عضو شما رو هم به انجام اینکار دعوت می کنم
-
من و پایان نامه ام
چهارشنبه 5 اسفندماه سال 1388 21:02
سلام من اومدم آپ کنم هر کی ندونه شما دوستای خوبم می دونید که من خیلی دوس ندارم اخبار کارا و مشکلاتم و بگم ولی هوس کردم بیام یه صحبتایی بکنم. اون آزمایشا و کارای قبلیم که به نتیجه نرسید من و دکتر خیییییییییلی تلاش کردیم دکتر ایده میداد و من کار می کردم ( چیکار کنم خلاقیت که ندارم). دیگه نا امید شدم دکتر هم حرفاش بوی...
-
چیکار کنم؟
چهارشنبه 28 بهمنماه سال 1388 19:05
سلام کار من شده بازدید از وبلاگای آپ نشده ی دوستان به نظر شما چیکار کنم دیگه سر نزنم خوبه؟
-
چیزهای کوچک در زندگی
سهشنبه 13 بهمنماه سال 1388 16:54
The ''L I TT L E'' Things of Life چیـــزهای کوچـــک زنــدگی After Sept. 11th one company invited the remaining members of other companies who had been decimated by the attack on the Twin Towers to share ! their available office space بعد از حادثه یازدهم سپتامبر که منجر به فروریختن برج های دو قلوی معروف آمریکا شد یک...
-
جملات زیبا از چارلی چاژلین
پنجشنبه 8 بهمنماه سال 1388 20:23
دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم ... انسان اگر فقیر و گرسنه باشد بهتر از آن است که پست و بی عاطفه باشد! شاید بتوانی کسی را که خواب است بیدار کنی اما کسی که خود را به خواب زده هرگز! هنر پیش از آنکه دو بال برای پرواز به آدم بدهد، اغلب دو...